حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
35
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
خود به استمالت فرستاد ، كه هرسه را حبس كردند . بعد ، مهدى قلى ميرزا را فرستاد بلكه بتواند به استمالت خان را از اين خيال منصرف كند . بعد از ورود كه خيالات خان را دگرگون و نصيحت را بىثمر ديد ، خان را فريب داد كه ، مبلغى تمسك پيشكش بده من مىبرم و خلعت و رقم حكومت مىگيرم مىآورم ، و بدون زحمت جنگ و بدنامى عصيان ، خانهء موروث خود را صاحب مىشوى . در اين ضمن نيز ، از رؤساى زعفرانلو پرسيد كه ، اگر شاهزاده شخصا با جمعيت بيايد ، آيا با او از در مخالفت و تمرد بر مىآئيد يا متابعت و خدمت مىكنيد ؟ جواب دادند كه ، اطاعت ما از خان اضطراريست ، زيرا كه چهار هزار سوار و پيادهء تركمان در ميان خانهء ما آورده است . اگر شاهزاده به خاك قوچان وارد شود ، همگى براى خدمت ملحق مىشويم . مهدى قلى ميرزا تمسك پيشكش و عريضهء استدعاى واگذارى حكومت را از حسين قلى خان گرفت و به مشهد آمد . در آن حال ، تمام سواره و پيادهء خراسانى به استراباد رفته بودند . در مشهد پانصد نفر سرباز تكشلوى افشار و صد نفر توپچى بود و از سوارهء ولايتى هم قريب دويست سوار داشتيم . شاهزاده متوكلا على الله از مشهد حركت كرد ، زيرا كه سپهسالار از استراباد نوشته بود كه ، حسام السلطنه اين اسباب را خود فراهم كرده است كه كار من در استراباد پيشرفت نكند . از مشهد كه خارج شديم ، تمام تحريرات خراسان و تهران بر عهدهء من ماند . هيچ اهل قلمى نبود ، مگر يك نفر از منشىهاى ولايتى . در آن سفر معلوم است از زحمت تحرير در سوارى و پياده بر من چه گذشت . در شبى كه حسين قلى خان به قلعهء اميرآباد براى شبيخون آمده بود ، مشغول خوردن عرق با محمد على خان خالدار پيشخدمت خود شد تا طلوع آفتاب . ما آن شب تا صبح سنگر مىبستيم و كشيك مىكشيديم . مقابله با حسين قلى خان زعفرانلو صبح باكمال احتياط و به قانون نظام ، دو عراده توپ را پسوپيش انداخته و چهارصد سرباز در دو طرف و بنه در وسط ، شاهزاده با صد سوار در جلو و مهدى قلى ميرزا با صد سوار از عقب در مقابل آن چهار هزار سوار و پياده حركت كرديم ، بطور بىاعتنائى كه ، ما يكسر به شهر قوچان مىرويم . مقابل جمعيت آنها رسيديم . چهار هزار سوار كه بر يك صف باشد ، چقدر سواد و نمايش دارد ؛ اندكى براى ما توهم دست داد . شاهزاده در صدد شد كه حاجى شريعتمدار را براى نصيحت و استمالت بفرستد ، ولى از حركت در خط راه ابدا تغييرى نداد و مستعد شليك توپ هم شديم . از طرف آنها چهار پنج سوار به عنوان چرخچى بيرون آمد . از اين طرف هم باقر خان سالار و حسن خان عمه و امير قلى بهارلو نوكر مهدى قلى ميرزا بيرون رفتند . حسين قلى خان بدبخت از خمار مستى شب و تخدير ترياك حالت حركت نداشت ، بر روى يك بلندى ايستاده و سوارانش منتظر بودند تا چرخچىها تحريص جنگ كنند و يورش بياورند . بر عدد